Tuesday, March 10, 2009

فرجام

The Finale
خيلي وقت بود پست جديد نداشتم
اين عكسم رو هم فقط واسه اينكه اينجا رو آپلود كرده باشم ميذارم
:)

Saturday, December 13, 2008

نان به نرخ فردا !!


چند روز پیش رفتم که نون بخرم. هنوز مدت زیادی از گرانی اخیر بعد از ماه رمضان و اینکه نان را به دو شکل ساده و کنجدی تقسیم کردند و به این بهانه قیمت هر دو را افزایش دادند نگذشته، آن روزها نان کنجدی را به دو برابر فیمت ساده می فروختند و برای راضی کردن مردم رویش حسابی کنجد می ریختند و پرش می کردند و این همه کنجد بهانه قیمت بیشتر نان بود، بیشتر نان ها را هم به همین شکل می پختند تا مردم مجبور شوند بالاخره نان کنجدی بخرند. حالا که دیگه یه مدت گذشته و انگار این قیمت دیگه تثبیت شده باز به روال همیشگی برگشتند. این یک داستان دنباله دار است که با تقسیم نان به ساده و کنجدی قیمتش را زیاد می کنند و چندی بعد نان را به سه شکل ساده و کم کنجد و زیاد کنجد تقسیم می کنند و باز قیمت تغییر می کند. این بار هم نان کنجدی که با کنجد فراوان 200 تومان فروخته میشد حالا با همان 200 تومان با کنجد کمی فروخته میشود و تقریبا نیمی از نان بیشتر کنجد ندارد !!! بزودی هم حتما اعلام می کنند که نان با کنجد زیادتر را سفارشی می پزند و قیمتش هم میشود 250 تومان ! خب بالاخره دزدی دزدی است دیگه ! حالا چه اونجور و چه اینجور که نان کنجدی با قیمت قبل با نصف کنجد قبل فروخته شود ! تازه بعد از افزایش قیمتش !
این هم بماند که به قول مسوولان در این کشور گرانی نداریم ! اگر کسی فکر می کرد که دروغ شاخ و دم ندارد اشتباه می کرد، این هم شاخ و دم !!

چند وقت پیش هم که احمدی نژاد در تلویزیون برای گفتگو آمده بود چیزهایی گفت که بعضی هایش که یادم مانده را اینجا می آورم..
"کار این دولت تبلیغات نیست ما کار واقعی می کنیم !"
خود این جمله که تبلیغ بود ! باز در جای دیگر گفت که تمام وزیران راه های روستایی را در شرایط بد طی کردند و کلی بدبختی کشیدند و بین مردم رفتند، این هم یک تبلیغ است. باز جای دیگر گفت هیچ دولتی مثل این دولت نیست !!! این یکی اگه تبلیغ نیست پس چیه ؟!

"65 میلیون نفر در رفراندوم شرکت کرده اند و فرم ها را پر کرده اند !"
من هیچ جا ندیدیم که از مردم بپرسند موافقید یا نه ؟! این چه مدل رفراندوم بدون سوال است ؟ اگر همه مردم یک کاری را انجام دهند (که در شرایط خاص دلایل آن معلوم نباشد) به معنی رای اکثریت مردم به آن موضوع است ؟ آیا همه مردم کمربند ایمنی را می بستند ؟ آیا همه مردم غذاهای چرب را نمی خورند ؟ آیا وقتی در انتخابات رسمی مملکت مردم خاتمی را انتخاب کردند همین شماها مخالفت نکردید ؟ اگر واقعا نظر مردم مهم باشد پس چگونه است که در هر انتخاباتی اینهمه نظارت و تصویب و تکذیب و تایید داریم ؟!
آیا اینکه مردم با اعلام دولت که بیایید این فرم ها را پر کنید تا مطالعات آماری انجام دهیم و تنظیماتی انجام دهیم بیایند و این کار را بکنند به معنی موافقت با این موضوع است ؟ این یک نظرسنجی نیست بلکه یک درخواست است که مردم از بس نگران مشکلات اقتصادی هستند نمی خواهند بهانه ای دست کسی بدهند و انجامش می دهند. اینکه این را یک رفراندوم بنامیم بیشرمی است ! رفراندومی که بدون اطلاع مردم گرفته شده است به قدر کافی در اسم هم بی معنی است !

"اینجا یک پدر پسر را تامین می کند و اگر بیکار باشد مشکلی ندارد و پدرش تامینش می کند !!! اما در کشور های خارج وقتی پسر بیکار شد پس فردا میرود توی خیابون ولو می شود !!"
خب یک نکته اینه که تو همین کشورهای خارجی چیزی به اسم حقوق بیکاری هم هست که اینجا نیست، نکته دیگر این است که بیکاری بالاخره بیکاری است و یک پدر که پسرش را تامین کند از بیکاری مملکت که کم نمی کند ! و دیگر اینکه آیا با چنین توجیهی می خواهد بگوید بیکاری آنقدر هم مهم نیست ؟

جالب است که این گفتگو ها بیشتر از اینکه پرسش و پاسخ باشند به تبلیغات شباهت دارند.

Saturday, November 29, 2008

نمایشگاه گروهی عکس


نمایشگاه گروهی عکس

16 الی 20 آذر

دانشگاه شریف، ساختمان شهید رضایی (یونیون)

Wednesday, November 05, 2008

کاغذپاره های بی پایان


دیروز کردان از وزارت برکنار شد.

چند روز قبل تو اخبار احمدی نژاد رو نشون دادن که درباره سوالی که از مدرک جعلی کردان کرده بودن گفت «این مدارک کاغذپاره هستن» و منظورش کلا مدارک تحصیلی شامل لیسانس تا دکترا بود. اینطوری به همین راحتی ارزش مدارک دکترا و دیگر مدارک تحصیلی رو زیر سوال برد. بعد دوباره حرفش رو تصحیح کرد که «این مدارکی که به اسم افتخاری میدن یک کاغذ پاره است.» احمدی نژاد فکر میکنه دکترای افتخاری رو همینجوری الکی به هرکسی میدن ! نکته هم اینه که اصلا برای کردان چنین مدرکی نبوده ولی احمدی نژاد یه جوری گفته که انتگار کردان مدرک دکترای افتخاری گرفته ولی این مدرک دکترای افتخاری کاغذ پاره و بی ارزشه ! که این دروغه. در حالیکه کردان اصلا هیچ مدرکی نگرفته و یک مدرک جعلی گرفته که به خاطر جعلی بودنشه که بی اعتباره، نه به خاطر اینکه افتخاریه.

بعد هم گفت که «استیضاح وزیر به خاطر عملکردش نبوده بلکه به رای اعتماد خودشون می خوان رای اعتماد بدن..» اول اینکه نماینده حق داره رای اعتماد خودشو پس بگیره همونطور که احمدی نژاد به خودش اجازه میده در هر زمان که خواست وزیر نصب شده خودش رو عزل کنه.
دوم اینکه یک وزیر فقط مسئول عملکرد وزارتخانه ای خود نیست بلکه رفتار و کردار و صداقتش هم مطرحه. وزیری که برای کسب رای دروغ بگه و بر ادعای کذب خود پافشاری کنه یا اینکه حتی ندونه در حال حاضر دارای چه مدرک تحصیلی هست یا اینکه به این راحتی فریب خورده باشه چگونه شایستگی پست به این مهمی رو خواهد داشت ؟

احمدی نژاد گفت «کردان رو به خاطر تجارب مدیریتیش منصوب کرده و نه به خاطر مدرک تحصیلی اش.»
جالب اینجاست که همین آقای احمدی نژاد همانی است که به اسم جوانگرایی بسیاری از مدیران مملکت را برکنار کرد و به تنها چیزی که توجه نکرد تجارب مدیریتی آنان بود.
البته که تجارب مدیریتی مهم است اما اگر کردان از اول ادعای مدرک دروغین دکترا نمی کرد و بر آن پای نمی فشرد تا بعدا کذب آن ثابت شود این مسائل هم پیش نمی آمد، زیرا این ادعای کذب و ادعای بدتر فریب خوردن در چنین مورد ساده ای بیشتر باعث تغییر نظر نمایندگان و مردم شده.

ادعاهای کاغذپاره ای احمدی نژاد تمامی ندارد، چه آنکه قطعنامه های بین المللی علیه ما را کاغذ پاره دانست که همین کاغذپاره ها چه بسیار تاثیرات که بر کشور نگذاشتند، چه اینکه مدارک بالای علمی را کاغذپاره میداند (همان مدارکی که از قضا جزء شروط نمایندگی مجلس هم هستند) شاید ایشان بی زحمت چنین مدارکی گرفته اند که اینگونه فکر می کنند و قدر آن را نمی شناسند، با توجه به هزینه و وقت و انرژی و تلاشی که برای گرفتن همین کاغذپاره های علمی می شود.
اگر مدارک علمی را کاغذپاره بدانیم پس دیگر تحقیقات و پژوهش ها و مقالات علمی و تلاش های جوانان ما که احمدی نژاد اینگونه به آن ها می بالد حتی کاغذپاره هم نخواهند بود ! احتمالا برنامه چهارم و مصوبات مجلس و حقوق بشر و اصلا سازمان ملل هم کاغذ پاره هستن ! قوانین اقتصادی و ریاضی و آماری و فیزیکی هم که حتما کاغذ های پاره ای بیش نیستن، ... روزنامه ها هم که اول صف کاغذپاره هان !

«اقتصاددانان پیشنهاد بدهند» !!!
واقعا سوژه از این مضحک تر هم می شود که وقتی اقتصاددانان و مدیران و صاحبنظران خود را خفه می کنند تا به احمدی نژاد بگویند فلان جای کارت این ایراد را دارد و فلان کار اشتباه است و ایشان اصلا گوش مبارکشان بدهکار نیست، بعد که به الان می رسد نامه می نویسد و با رعایت اصول عالیه ی دموکراسی (!) می گویند اقتصاددانان چه پیشنهادی دارند ؟! نه اینکه شما تا الان در حال گوش دادن و نیوشیدن راهکار ها و پیشنهادات مختلف در تمام زمینه ها بودید !
دیگه چی میشه گفت ؟!

Thursday, September 18, 2008

خرده جنایت های زناشوهری


کتاب خرده جنایت های زناشوهری رو خوندم.

جالب بود و البته عجیب و غریب ! اینکه رابطه ی یه زوج بعد از سالها به این شکل در بیاد.

چیز جالب دیگه ش هم برای من این بود که بعضی از دیالوگ ها و حرفهاش رو من قبلا به شکلی زده بودم،

انگار که قبلا این کتابو خونده باشم :))

البته اینم بگم که رمان نیست و نمایشنامه اس.

خرده جنایت های زناشوهری "اریک امانوئل اشمیت"

دلم گرفته

این متن زیبا رو که سپیده نوشته بود خوندم و این زیر به زبان ناقص خودم وصف حال کردم..

دلم گرفته, دلگیر مهربانی هایت
بهارم خزان شده و نفسم سرد
شبهایم پر است از کابوس و روزهایم پر از انتظار
بی ستاره در پشت این دیوار های سهمگین سکوت جز بالشی خیس از حسرت در آغوشم نمانده
خسته از ریزش مدام باران, از آغوش بی حاصل
شکسته از هر روز مبادا
زین پریشانی جز تو با کس نخواهم گفت
جز تو که نخواهی شنید

پ.ن. عکس از خودم

آواز مه


اینو از بلاگ 360 نیوشا خوندم و به دلم بدجور نشست..

بلیط قطار را پاره می کنم
و با آخرین گله ی گوزن ها
به خانه بر می گردم

آن قدر شاعرم
که شاخ هایم شکوفه داده است
و آوازم
چون مهی بر دریاچه می گذرد

شلیک هر گلوله خشمی است
که از تفنگ کم می شود
سینه ام را آماده کرده ام
تا تو مهربان تر شوی

گروس عبدالملکیان – رنگ های رفته ی دنیا

Thursday, September 04, 2008

تبریک


الان از بلاگ ندا دیدم که ارشد MBA قبول شده، تو دانشگاه خودمون، شریف.

مبارکت باشه ندا :)

Tuesday, August 26, 2008

و کوهی که چپق دود می کرد

عکس (بدون عنوان)

عکاس (derakht)